عبدالله مستوفى

555

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از طرف ديگر ، در صورت دادن استيضاح‌نامه هم ، ممكن بود دولت از فرجهء قانونى استفاده كرده ، و قبل از رسيدن موعد استيضاح ، و تعيين تكليف كابينه مدت مجلس سرآمده و طبعا منحل شود ، و كابينه سركار باقى مانده ، و مقصود كه اطمينان از سرنوشت انتخابات است حاصل نگردد ، و باز هم كار بكام سردار سپه و طرفداران او شود . اما سردار سپه ، در اين گيرودار ، چنين به نظر ميرسيد كه بالمره بيطرف است ، و حق هم اين بود كه بيطرف باشد . زيرا با وجود پادگانهاى نظامى . كه در كل كشور داشت در هرحال ، از نتيجهء انتخابات بر نفع خود مطمئن بود ، و عوض شدن كابينه ، از اين حيث ضرر و نفعى براى او حاصل نميكرد . باوجوداين ، چون تغيير كابينه ، او را يك قدم برياست وزراء نزديكتر ميبرد ، از اين دعوا كه ميدانست بنفع مدرس ختم خواهد شد ، بدش نمىآمد . بارى سيد مدرس حساب كار را كرده ، و دانست كه مستوفى الممالك كسى نيست ، كه از فرجهء قانونى استفاده كرده و خود را كسى بشناساند ، كه بخواهد خويش را در غياب مجلس رئيس الوزراى زوركى كند ، بنابراين ، از محاجهء قانونى صرفنظر كرده و استيضاح‌نامهء خود را با اين چند كلمه « اين جانب نسبت برويهء دولت در سياست خارجى استيضاح دارم . » برياست مجلس تقديم داشت ، و روز بعد آقاى فروغى ، وزير امور خارجه بمجلس آمد ، و روز استيضاح براى فرداى آن روز معين گشت . روز 21 جوزاى 1302 ، پيش از ظهر ، و بعد از ظهر در يك جلسه ، با يك تنفس چهار پنج ساعته ، كه در ميان اتفاق افتاد ، نطق استيضاحى مدرس و جواب سليمان ميرزا و دفاع وزير امور خارجه شنيده شد . مدرس ، در نطق مفصل خود كه قسمتى از آن راجع بتاريخ سياسى ايران ، در اين يكصد و پنجاه سالهء اخير ، و طرز و رويهء دولت با دو همسايهء قوى بود آقا را داراى قدرت منع ندانسته ، با كمال متانت و نزاكت ، ايشان را براى اين موقع مناسب بجا نياورد ، و ايشان را قاصر شناخت ، نه مقصر و اجمالا بقول خودش ، استعداد منعى آقا را براى مقاومت با زياده‌رويهاى دولت انگليس ، كه دولت ايران را در عداد هند و افغانستان قلمداد كرده و سياست‌مداران آندولت اظهار داشته بودند كه بايد مأمورين روس از اين سه دولت بروند ، كم دانست . همچنين از اين‌كه چرا بايد دولت ما طورى رفتار كند ، كه يكى از طرفين علاقهء زيادترى نسبت به آن نشان دهد ، شكوه كرده ، نطق جامع پر مغز كم حملهء با نزاكت و متانت خود را به پايان آورد . جوابى كه سليمان ميرزا ، بعنوان ليدر حزب مدافع كابينه ، به مدرس داده است جز پاره‌اى گل كشتيهاى حزبى و خصوصى ، چيز مهمى ندارد . اساسا مدرس هم تقصيرى متوجه كابينه ندانسته بود كه دفاعى لازم داشته باشد ، بلكه ميخواست بگويد مستوفى الممالك براى اين موقع كوتاه و نارساست ، و اين جمله را به « استعداد منعش كم است ، و قصور است نه تقصير . » تلويحا فهمانده بود چنان كه دفاع فروغى وزير امور خارجه هم ، بيشتر متوجه وجههء كابينه ، در انظار عامه ، بوده در حقيقت مىگفت « ديديد كه ما كارى نكرده بوديم ؟ پس اينهمه هووجنجال براى چه بود ؟ »